مقاله سرکار خانم زهرا رضايي

مقالات

تعداد بازدید : 2885

تاریخ ثبت : دو شنبه 29 خرداد 1391

ad

سلام سلامي گرم و صميمانه به همه عزيزان و بزرگواراني که در اين مجلس حضور دارند . آغاز مي کنم کلامي را که با تکيه بر قدرت ا لهي و بر زبان جاري و هزاران شکر مي گويم که به من توانايي داده است که بخوانم و بنويسم . و سلام به تو اي دوست همنوع و معلولم ، وقتي پل ارتباطي ميان خالق و مخلوق همواره برقرار باشد تحمل بزرگترين مشکل ها سهل و آسان خواهد شد ، اگر ما ايمان راسخ و واقعي داشته باشيم ، حتي لحظاتي کوتاه هم که شده ، داشتن  معلوليت نبايد غمگين و پريشانمان کند ، زيرا معلوليت را بايد نعمتي بدانيم ، که انتخاب شده ايم ، براي قرار گرفتن در آزمون و امتحان الهي ، دوست من بيا لحظه اي هم که شده ديدمان را اينگونه رنگ بزنيم ، که از داشتن معلوليت سپاسگزار درگاه خداوند باشيم ، زيرا خداوند اين اراده و تحمل را در ما بندگانش ديده و مي دانسته که تاب و تحمل قرار گرفتن در اين امتحان الهي را خواهيم داشت ، درست است که شايد از داشتن برخي از لذتها محدوديت داريم ، مثلا گاهي لذت راه رفتن ، لذت مستقل عمل کردن ، لذت بالا و پائين پريدن ، لذت انجام کارهاي خودمان ، و اما مطمئنم تو هم به اين نکته در زندگيت رسيده اي که گاهي برخي از چيزها آنقدر براي من و تو و همنوعانمان زيبا و لذت بخش است که براي دوستان غير معلولمان نيست . لذت داشتن سلامتي را شايد يک فرد غير معلول ، آنطور که بايد درک نکند ، اما من و تو معنا سلامتي را با تمام وجود مي فهميم ، و آيا اين يک نعمت نيست ، به خدا قسم نعمت است ، يک نعمت الهي که شامل حال بندگان حقير شده است . براي رسيدن به اين ديدگاه الهي کمي مسير بايد طي کنيم ، پس بيا با هم تا انتهاي مسير را برويم ، شايد ذره اي از آسمان بيکران رحمت الهي نيز شامل حالمان شد ، براي طي مسير نياز به تمرين داريم ، فقط بايد روزي چند بار دست نياز به سوي درگاهش بلند کنيم و خودش مسيرمان را هموار خواهد کرد ، مطمئن باش اين مسير بدون پله و بدون ناهمواري است ، پس ناتوان واقعي کساني هستند که از دريچه ي تنگ نگاهشان تنها بخش ناتوان فرد معلول را مي نگرند و از درک بخش زيادي از تواناييهاي يک معلول عاجزند و حال به تو مي گويم دوست خوب توانمندم ، دلم مي خواهد همگي براي رسيدن به خواسته هايمان تلاش کنيم و به همه ي انسانها ، خانواده و جامعه ثابت کنيم ، که معلوليت نمي تواند مانعي شود بر سر راهمان و مطمئنم که با توکل بر خدا به همه ي آرزوهايمان خواهيم رسيد و هيچگاه نوميدي سايه گستر دردها و رنج هايمان نخواهد بود.
 از سخن چينان شنيدم آشنايت نيستم                                          خاطراتت را بياور تا بگويم کيستم
سيلي هم صحبتي از موج خوردن سخت نيست           صخره ام ،هر قدر بي مهري کني مي ايستم                تا نگويي اشک هاي شمع از کم طاقتي است                                  در خودم آتش به پا کردم ولي نگريستم
چون شکست آينه ، حيرت صد برابر مي شود            بي سبب خود را شکستم تا ببينم کيستم
زندگي در برزخ و صل و جدايي ساده نيست           کاش قدري پيش از اين يا بعد از آن مي زيستم   
در پايان از همه ي مهمانان عزيز، خيرين گرامي که تشريف آورده اند کمال قدر داني و تشکر را داشته و از درگاه ايزد منان سلامتي ، تندرستي و شادکامي همگي را خواستارم .
با تشکر